دین ایرانیان پیش از اسلام چه بود؟!

اهورامزدا

 آنچه در کتیبه بیستون به صورت مکرر در سطرهای مختلف  و در سایر کتیبه ها آمده چنین که پیداست ، هیچ نشانه ای از حرف "هـ" و "واو" موجود در "اهورا" در خود ندارد... و شکل خواندن خط میخی از چپ به راست به این شکل است:

-  َ  - د  -   ز  -    َ  -   م  -   ر  -  ُ  - ا  

یعنی این کلمه باید «اُرمَزدَ»  تلفظ شود ، حال تلفظ اشتباه این کلمه چه سوء تفاهم هایی را به همراه داشته؟!

برخی با تلفظ اشتباه و ترجمه اشتباه این تصور باطل را جا انداخته اند که «اهورامزدا» از ریشه "هور"و "خور" و خورشید به معنای خدای روشنایی است. تا با تقابل آن با  دیو و تاریکی  آنرا به دین زرتشت پیوند بزنند... و درازای دین زرتشت ساختگی را به عهد هخامنشیان بکشانند...

 حال این «اُرمَزدَ» داریوش  و دیگر پادشاهان  به چه معناست؟!!

این واژه از ترکیبی از دو واژه ی " اُ ر= اور"  و  "مَزدَ = مزدا" است. جزء اول این ترکیب لغتی بسیار آشنا و مصطلح در ایران کهن و بین النهرین است... کافیست به نامهای برخی از شهرها نگاهی بیاندازیم...

(ارشلیم = اورشلیم = شهر آشنایی و سلامت)

(ارمیه = اورمیه = شهر پر آب)

(اربیل= اوربیل = شهری میان کوهها)

(ارامان = اورامان = شهر امنیت)

(اوراشنو = ارمنستان)

(اوریدو) - (اوراش) - (اورکیش) - (اورتنا) - (اوریکاتو) - (اوریاکی)

(اوراندوش) - (اوربیلوم) - ( ارزانا)

و نامهای بسیار دیگر که جای نام بردن همه نیست...

اصولاً سرزمین (اور) یا (ار) در بین النهرین جنوبی به نقل از تورات محل تولد حضرت ابراهیم است که در بابلی و آشوری "اور" یا "ار"  یا "اری" به معنای مطلق شهر است.

جزء دوم واژه یعنی "مزدا" یا "مزد" که در فارسی امروزی به معنای مُزد یا پاداش است و در اوستایی میژد است و با مژده نزدیک است، در پهلوی به صورت مزد یا میزد به معنای اجر و پاداش است، در گوتیک و زبان اوستی باز هم به معنای پاداش است.

در لوح گلی تخت جمشید یک کارگری که 50 کارشه مزد میگرفته را با  صفت "مزدیسن" آورده اند. اینجا معنای کلمه مزدا پرست نیست،  بلکه دقیقاً به همان معنایی است که کتیبه  قصد آنرا داشته یعنی کارگری "دستمزد خواه"  و "دستمزد پرست"

اما «اُرمَزدَ » داریوش یعنی چه؟!

اورمزد صفتی است برای خدای داریوش که در اصل آشوری است، اگر به نوشته های داریوش دقت کنید… اهورامزدا خداوندی است که شهرها و سرزمینها را به عنوان اجر و پاداش میدهد که... «اُرمَزدَ» یعنی "خداوند سرزمین بخش "

جمله تکراری داریوش با این مضمون که "اورمزد این شهر را به من داد" را در سرتاسر کتیبه های داریوش بوضوح میبینیم... مقاومت دیگران در مقابل خود را نه مقاومت در مقابل داریوش بلکه مقاومت در برابر اورمزد میبیند یعنی آنها خلاف هدفهای خداوند سرزمین بخش عمل کرده اند...

 بنونیست در کتاب دین ایرانی صفحه 26 مینویسد: نام اهورامزدا که در سنگ نبشته های هخامنشی آمده دلیلی بر زرتشتی بودن هخامنشیان نمیتواند باشد.

چگونه میتوان نگاره بالدار را به زرتشتیان منسوب کرد؟!

چرا این نماد را در کنار داریوش و نه در محراب آتشکده ها ترسیم کرده اند...

چرا طی دوران مختلف تغییر چهره داده؟

چرا پس از داریوش این نگاره تغییر کلی کرد؟!

نگاره بالدار اولین بار 4 قرن پیش از داریوش در سنگ نگاره های آشوری یافت شده، و آنها خالق این خدا و نگاره بالدار بودند... پس با این فرض باطل  باید آشوریان را اولین زرتشتیان نامید... این نگاره همواره ناظر بر تعیین و تفویض و تعویض قدرت درباری بوده نه ناظر و حاضر در گستره ایمانی و کرداری مردم و عوام... و جالب اینجاست...

هرودوت از احوال چوپانی که کورش نوزاد را در میان جنگلها نجات داد با خبر است ولی از از احوال چنین پیامبر بزرگی که گویا تمام آریاییان اخلاق خود را مدیون او هستند ذره ای اطلاعات ندارد!!! ...

 بنونیست در کتاب دین ایرانی صفحه 78 میگوید: نه یونانیان، نه سریانیها، و نه نویسندگان ارمنی، هیچیک از زردشت اوستایی و از آیین او که در اوستا بازگو شده هیچ اطلاعی نداشته اند.

 نکته جالب و نهایی را "نیبرگ" در کتاب "دینهای ایران باستان" صفحه 429 میگوید: «هر اندازه که زمان ساسانیان به جلو میرفت نمایانتر میشد که از این دین ، نیروی درونی و خواست گسترش کاسته میشد و جایگاه خود را مدیون دستگاه دولتی حاکم و آمادگی پادشاهان ساسانی برای شکنجه بود، آخر بار استوارترین پایگاه مزدا پرستی در محافل دولتیان و ارتش بود. یقین است که پس از اینکه اسلام به ایران راه یافت فرمانروایی ساسانی درهم ریخت، مزداپرستی که تقریباً به نیروی دولتی تکیه کرده بود، با یک تکان، همچون میوه کرم خورده فرو افتاد و تقریباً بی سروصدا از ردیف دینهایی که در دوره ی نوین به طور جدی انتظارشان را میکشیدند، بیرون رفت».

 در مورد پرستیدن اهورامزدا توسط کورش بیشتر به یک نویسنده غربی استناد میکنند و شاگردان پیرو او و نوچه هایشان هم در ایران تکرار کننده هستند گرچه تعداد این افراد در مقابل تاریخ پژوهان بزرگ بسیار ناچیز است اما خود این خانم مری بویس در کتابش در مورد کورش مینویسد: «از نظر آیینی غیر ممکن است میان اقرار شفاهی کورش به پذیرفت خدایان بزرگ غیر ایرانی، با اعتقاد به وجود اهورامزدا سازگاری بوجود آورد». (مری بویس –تاریخ کیش زرتشت– جلد دوم – ص 98) خود این نویسنده که از استثناهای عالم تاریخ پژوهی در زمینه اهورامزدا پرست بودن کورش است نیز چنین توصیفی میکند...

و البته بماند که اقرار کورش در گل نبشته بابلی را شفاهی!!! خوانده!!!

که اگر تاریخ را هزار بار دوره کنیم همیشه رد پای صهیونیستها بوضوح در آن دیده میشود...