یشت ها و گات ها

یشتها، سرودهاى توحید است (که میگویند خود زرتشت گفته است) که بعضى با کلمه یاسین در قرآن برابر دانسته اند. چون این کلمه قرائتهاى مختلفى دارد و به صورت یشمه و یشما و یسن و یسنا و... هم نوشته شده است. یشتها سرودها و ادعیه اى است در ستایش ایزدان که ایزد از ریشه یزد است که همان یسنا و یشت و یزدان همه ریشه مشترک یزد دارند که به معناى ستایش و پرستش است.

کتاب اوستا شش فصل است... اولین فصل گاتها است که به عقیده زبان شناسان بزرگى چون بن و نیست اثر خود زرتشت است که به نام سرودهاى دینى خطاب به اهورامزدا سروده است. زبان شناسان، زبان این سرودها را کهنه ترین زبانى میدانند که در میان ما وجود دارد، و از لحاظ مفاهیم نیز چنین است. بر گاتها سرودهایى افزوده اند که مجموعه گاتها و اضافات یسنا را میسازند، که سرودهایى است مربوط به عدالت و پرستش خدا. آنچه بر گاتها افزوده شده است، زبان جدیدى دارد که از لحاظ زبان شناسى متعلق به دوره هخامنشی است، و بعد به ویسپرد و وندیداد میرسیم، که از نظر زبان شناسى به اواخر دوره ساسانى... مربوط است. پس از نظر زمانى، اوستا از زمان زرتشت آغاز میشود (گاتها) و به پایان دوره ساسانى (زمان انوشیروان) و آستانه ظهور اسلام میرسد.
در مطالعه اوستا هر چه از گاتها دور میشویم که از توحید و لحن اهورامزداى واحد و یگانه و زرتشتى که اهورامزدا را خالق همه چیز (نور و ظلمت و نیکى و بدى و زشتى و زیبایى) خطاب میکند، فاصله میگیریم و به اواخر کتاب که میرسیم، به طور روشن و مشخصى، جهان به دو نیم میشود، دو کشور، دو مرز، دو نژاد، و دو رئیس ‍ پیدا میکند که هر دوی آنها هم شأن و هم نیرویند و در برابر هم، سویى اهورامزدا است و سوى دیگر اهریمن؛ یعنى خداى واحدى که خالق شیطان و یزدان بود و خیر و شر، خود نزول کرده است و به دو نیم شده است (نیمى خیر و نیمى شر) و خود در برابر نیمه بد خویش ایستاده است. کاملا روشن و مشخص است که این، ثنویت و دوگانه پرستى است.

بنابراین، اوستاى قدیم یک متن دینى توحیدى است و هر چه پیش میآئیم و به روزگار ساسانیان نزدیکتر میشویم، به شرکى میرسیم که بر اساس ‍ دوگانه پرستى بسیار مشخص و غیر قابل توجیه و تفسیرى استوار است. کتاب مقدس آئین مزدا اوستا یا زند اوستا است (اوستا متن و زند تفسیر است). این نوشته هاى مقدس فقط در قرن سوم میلادى گردآورى شد و در قرن چهارم مسیحى به عنوان کتاب شریعت دین زرتشت اعلام گردید، ولى یک بخش از این آثار، مخصوصا پنج سرود موسوم به گاتها به عصرى بسیار پیشین تر تعلق دارد و تألیف زرتشت است. یشتها از مهمترین قسمتهاى اوستا است و در بر دارنده 21 فصل که هر فصلى در تعریف و ستایش یکى از فرشتگان یا امشاسپندان است. هر قسمت از این فصول را در زمان مخصوصى میخوانند. مثلا در فروردین یک قسمت از یشت را، در روز 19 فروردین که به نام فروردین و روز فروردین ماه است، میخوانند. و یا مهر یشت را در روز مهرگان (16 مهرماه) در تعریف مهر (خورشید) بیان میدارند. و تیر پشت را در جشن ابر تیرگان باید قرائت کرد.

نامهاى فصول با ذکر فرشته ویژه آن شناخته شده است:

1- هرمز یشت، 2- خرداد یشت، 3- ماه یشت، 4- مهر یشت، 5- فروردین یشت، 6- دین یشت، 7- زمایاد یشت، 8- هفت امشاسپند، 9- آبان یشت، 10- تیر یشت، 11- سروش یشت، 12- بهرام یشت، 14- هوم یشت، 15- اردى بهشت یشت، 16- خورشید یشت، 17- گوش یشت، 18- رشن یشت، 19- رام یشت، 20- اشتاد یشت، 21- ونند یشت.

 یشت کلمه اوستائى یشتى از ریشه همان کلمه اوستائى یسنا میباشد که به معنى نیایش به کار میرود و یشتى از ریشه همان کلمه اوستائى یسنا میباشد که به معنى نیایش به کار میرود و یسنا را در موقع ستایش و عبادت میخوانند. اما یشتها ویژه ستایش خداوندگار و امشاسپندان و ایزدان است.

بعضى محققان در رابطه با یشتها گفته اند: در آغاز ترکیب شعرى داشته و این اندازه نبوده، ولى بعدها به تدریج مطالبى بر آنها افزوده شده و از صورت شعرى بیرون آمده اند. یشتهایى که تا امروز باقى مانده اند، به 21 یشت میرسند. نام هر یشتى با یکى از ایزدان و امشاسپندان مشخص گردیده است. اما نخستین یشت معلوم و موسوم به هرمزد یشت، درباره پروردگار و صفات و افعال اوست. در یشتها نشانه هائى از آئین آریائى دیده میشود. در این یشت، مضامین و مطالبى است که نشانه قدمت آن میباشد. قدیمیترین یشتها عبارتند از: آبان یشت، مهر یشت، فروردین یشت، بهرام یشت، ارد یشت و رام یشت.

هرمزد یشت اولین یشت است که در آن از صفات خدا سخن رفته است. دومین یشت از دو قسمت تشکیل گردیده است که عبارت است از: هفتن یشت کوچک و هفتن یشت بزرگ. اولى درباره هفت امشاسپند است که قبلا اشاره شد. در میان یشتها فقط دو امشاسپندند که داراى یشت ویژه اى هستند: اشاوهیتنه یا اردى بهشت و همه لوتاوات یا خرداد. اگر چه گمان میرود که دیگر امشاسپندان هم داراى یشت مخصوص باشند، ولى چون بخشهایى از اوستا از بین رفته، اثرى از آنها در دست نیست. سومین یشت موسوم به اردى بهشت یشت که دومین امشاسپند است و چهارمین یشت موسوم به خرداد یشت که به حساب پنجمین امشاسپند میباشد. یشت پنجم به نام آبات یشت، ویژه ایزد آب است به نام آناهیتا.

الهه ایزد آب دیگرى به نام ایم نبات داریم که به معنى زاده آبها است. و این قدیمیترین قسمت اوستا است.

سخن ابوریحان بیرونى درباره کتاب زرتشت

بنا به گفته ابوریحان بیرونى در آثارالباقیه: زرتشت کتابى آورد که آن را اوستا یا انبا گویند و لغت این کتاب با لغات تمام کتب جهان مغایرت دارد. لغات و حروف این کتاب با دیگر کتب فرق دارد. علت این است که این کتاب به اهل یک زبان اختصاص داشته است. این کتاب (اوستا) در خزانه دار ابن دارا پادشاه ایران بوده که طلاکارى شده و بر دوازده (هزار) پوست گاو نوشته شده بود. اسکندر مقدونى این نسخه را بسوزانید و هربدان را از دم شمشیر گذرانید. از این زمان اوستا معدوم شد و به اندازه 5/3 آن به کلى از میان رفت و امروزه 12 قسمت از آن در دست زرتشتیان است.

نام اوستا نیز مانند زرتشت صور ضبط گوناگونى در تاریخ دارد: اوُستا، اَوستا، اویتسا، بستاق، ایساق، ابستاع، ایستا، آبستا، افستا، اپسنتا. اوستا مشهورترین نام کتاب زرتشتیان است. در منابع اسلامى بستاه، ابستاق و افستاق ضبط گردیده است. در معناى این کلمه نیز توافق وجود ندارد، برخى آن را به معناى پناه گرفته و برخى دیگر به مفهوم دانش معرفت دانسته اند. عده اى دیگر به معنى متن اساسى گرفته اند. آنچه مسلم است که اوستا به معناى اساس و متن اصلى مى باشد. کلمه اوستا همیشه همراه با لفظ زنده و پازند است. پازند شرح و تفسیر اوستا است که پس از زرتشت توسط موبدان کیش زرتشت نوشته شده است. به این تفسیر باررو نیز میگویند. پورداوود محقق ایرانى میگوید: «اوستا کهن ترین نوشته ایرانیان است. اوستا نیز همچون زرتشت در هاله اى از ابهام قرار دارد. تاکنون زمان حیات زرتشت روشن نشده، بنابراین نمى توان به زمان نگارش اوستا پى برد».

نظر یک محقق فرانسوى

یک محقق فرانسوى میگوید: «کتاب زرتشتیان اوستا نام دارد که یکى از قدیمى ترین کتب جهان به شمار مى رود و شاید کهن ترین اثر مکتوب قوم ایرانى باشد. اوستا در یک عهد و به دست یک نفر نوشته نشده، بلکه در طول سالیان توسط افراد بسیار نگاشته شده است. محققان بر این باورند که بخشى از اوستا که گاتاها نام دارد، کهن ترین قسمت اوستا است. این قسم حاوى سرودهائى است که بر زبان زرتشت جارى شده است. اوستاى موجود، اوستاى اولیه نیست، زیرا اصل آن در گذر روزگار از بین رفته است. اوستاى اصلى به خط زرین نوشته شده بود که در حمله اسکندر به ایران نابود شد. از آن پس، دوباره در روزگار بلاش اشکانى و شاپور اول قسمتهائى از آن گردآورى و تدوین شد. زبانى که اوستا به آن نوشته شده، یکى از کهن ترین زبانهاى ایران قدیم است. اگر چه به درستى روشن نیست که این زبان در چه دوره اى رواج داشته، اما همین اندازه معلوم است که با زبانهاى دیگر اقوام آریائى چون فارسى باستان و سنسکریت (زبان مردم هند) تجانس داشته است».

سایکس نیز بر این عقیده است که کتاب اوستا به زبانى نوشته شده که آن را اوستیک میگویند و با زبانى که شاهان هخامنشى در کتیبه هاى خود به کار برده اند، فرق دارد. گفته اند که اوستا 21 کتاب بوده که با خطا طلا بر دوازده هزار پوست گاو نگاشته شده. پس از انقراض هخامنشیان است کتاب نیز از میان رفت و فقط قسمتهاى کوچکى از آن به دست آمده است. بلاش اول پادشاه اشکانى این کتاب را احیا کرد و اردشیر ساسانى انجام آن را به پایان برد. گمان میرود که در دوره هاى بعد بر آن اضافاتى شده باشد. آنچه از اوستا در دست است، عبارت است از:

1-     یسنا؛ مشتمل بر 72 فصل حاوى سرودها که گاتها جزء آن است.

2-     ویسبرد؛ مجموعه اى از ادعیه و سرودها.

3-     وندیداد؛ قانون و دستورات موبدان و مبین احکام عبادات و...

4-     یشت ها؛ شامل سرودهایى در تجلیل فرشته هاى موکل ایام و... مهمترین قسمت اوستا گاتهاست که شبیه مزامیر عبریان است. گمان مى رود گاتها سروده هاى شخص زرتشت باشد.

عقیده محققین معاصر در این باره

جان ناس میگوید که کتاب مقدس زرتشتیان، اوستا، مجموعه اى از مطالب گوناگون و بى ارتباط با هم است. این کتاب، باستانى ترین کتاب ادبیات جهان به شمار میرود که قسمت عمده آن از بین رفته است. مهمترین قسمت موجود اوستاى فعلى، یسنا است که مشتمل بر گاتها یعنى سروده هاى زرتشت میباشد که به لهجه محلى بسیار کهن سالى (نزدیک به زبان وداها) سروده شده است. از این مجموعه اطلاعاتى در مورد زمان حیات زرتشت و اندیشه هاى او به دست میآید. قسمتهاى دیگر اوستا عبارتند از: ویسبرد، وندیداد و یشتها که شامل سرودها و نغمات و... میباشند اوستاى کوچک (خرده اوستا) به لحاظ وثوق به پاى یسنا نمیرسد، زیرا در قرون بعد تألیف شده است.

ملک الشعراى بهار میگوید: «اوستاى هخامنشیان 21 کتاب بود که مشتمل بر 815 فصل میشده است. در عهد ساسانیان که به جمع آورى اوستاى پراکنده پرداختند، فقط 348 فصل از آن به دست آمد که آن را به 21 نسک تقسیم کردند».

فلیسین شاله میگوید: «کتاب مقدس آئین مزدا، اوستا و یا زند اوستا است. اوستا متن و زند تفسیر آن است. این نوشته هاى مقدس فقط در قرن سوم میلادى گردآورى شد و در قرن چهارم میلادى به عنوان کتاب شریعت زرتشت اعلام گردید. گاتها به عصرى بسیار پیشین تر تعلق دارد و تألیف زرتشت است».

دکتر وحیدى میگوید: «کتاب اوستا مربوط به اتو زرتشت است.» اوستا زبانى است که کتاب اتو زرتشت به آن نوشته شده و لذا اوستا نام گرفته است. اوستا داراى دو بخش جداگانه است، بخشى مربوط به شخص زرتشت است و بخشى که در طى روزگاران دراز مخصوصا دوره ساسانى بر آن افزوده شده است. بخش اصلى اوستا گاتها است که حاوى اندیشه هاى ژرف زرتشت است. براى شناخت کیش زرتشتى میباید گاتها را خواند. بخشهاى دیگر اوستا کار موبدان است. در اوستا مطالبى دیده مى شود که مربوط به پیش از زرتشت است. اوستا قبل از اسلام به 21 نسک تقسیم شده بود که بسیارى از این نسکها از بین رفته است. آنچه باقى مانده، به قرار ذیل است:

1-     یسنا؛ که به معنى نیایش است و داراى 72 بخش میباشد.

2-     گاتها؛ 17 گات است که به شعر سروده شده و در بر دارنده ژرفترین و رساترین گفته هاى فلسفى زرتشت میباشد.

3-     یشتها؛ که ستایش و نیاز است و 21 بخش میباشد. به نظر میرسد بخشى از آن متعلق به دوره قبل از زرتشت باشد.

4-     ویسبرد؛ شامل 24 بخش است که اوراد بزرگان گفته میشود.

5-     وندیداد؛ که در اصل وى دیود است یعنى قانونمند دیو که داراى 22 بخش است. این کتاب مربوط به دوره هاى قبل از زرتشت است.

6-     خرده اوستا؛ یعنى اوستاى کوچک که شامل ادعیه روزانه است. این کتاب به وسیله موبدان زرتشتى دوره ساسانى گردآورى شده و ضمن این که داراى اندیشه هاى گاتها است، اندیشه هاى دوره قبل از زرتشت و اندیشه هاى دوره ساسانى را نیز در بردارد. الفباى اوستا 48 حرف است که آن را دین دبیره یا خط دبیر میگویند. زند و پازند گزارش ‍ و تفسیرى از اوستا به زبان پهلوى است که در زمان ساسانیان نوشته شده است. پازند شرحى است بر زند که به زبان پارسى درى نوشته شده است، هر چند که واژه هاى آرامى را نیز دارد. در ادبیات خارجى معمولا به اوستا، زند اوستا میگویند.
هنریک ساموئل پنیرک میگوید: «دلیلى بر وجود یک کتاب مزدیسنى قبل از زمان ساسانیان در دست نیست. پس از حمله اسکندر به ایران مطالبى تألیف شد که نام آن را اوستا گذاشتند. در زمان ساسانیان این واژه را اوستاغ تلفظ میکردند. سریانیان مسیحى با این واژه آشنا بودند. کهنه ترین صورت این واژه اپستاک است که به معنى پایه و بن میباشد. در زمان ساسانیان مردم به زبان اوستائى سخن نمى گفتند. بر اوستا تفسیرى نوشته شد که ان را زند گفتند و در زبان اروپائى به زند اوستا مشهور است. اوستا به صورت کتاب اصلى روایات دینى در زمان ساسانیان درآمد که سرودهاى آسمانى منسوب به زرتشت است. گفته میشود که زند اوستا به صورت رقعات بوده و بعد به صورت اوستا تدوین شده است و خرده اوستا نام گرفته است. بسیارى از دانشمندان بر این باورند که اوستا تا سده ششم و هفتم میلادى دوره ساسانى همچنان سینه به سینه حفظ شده و در آن زمان کتابت گردیده است. خط اوستائى اختراع همان دوران است».

توضیحات پورداوود پیرامون اوستا و بخشها و شرحهاى آن

پورداوود توضیح میدهد که زند و پازند، شرح الشرح اوستا است؛ به این صورت که زند تفسیر متن اوستاست و پازند تفسیرى بر زند است. اوستا داراى معانى گوناگونى است که مجموعه سخنان زرتشت است. این کتاب به فرمان گشتاسب شاه ایران نگاشته شد. منابع اسلامى متفقند که اوستا بر روى پوست گاو (12 هزار پوست) با طلاى ناب نوشته شده بود. این اوستا در چهار نسخه نگارش ‍ یافته بود که یکى در آتشکده آذرگشسب آذربایجان و دومى در تخت جمشید و سومى در آتشکده بلخ بود و چهارمى را تحویل یک براهمى دادند که با مریدانى بسیار براى انحراف و انصراف زرتشت از ادعاى خود، از هند به بلخ آمده بود، ولى خود او به زرتشت ایمان آورد. نسخه اى که در آتشکده بلخ بود، براثر حمله تورانیان که منجر به کشته شدن زرتشت گردید، از میان رفت و نسخه تخت جمشید به دست اسکندر به آتش کشیده شد. از دیگر نسخ اطلاعى در دست نیست. محققان گویند که اوستا در دوره هخامنشى به زبان اصلى خود نوشته و تدوین شد؛ آنگونه که قبلا در خاطره ها وجود داشت. زبان اوستائى از ریشه سانسکریت است و لهجه یکى از ایالات ایران بوده است که از راست به چپ مى نوشتند و نمونه هائى از الفباى آن در کتیبه ها موجود است، اگر چه از خط اوستائى اثرى باقى نمانده است. اوستاى دوره هخامنشى در دو نسخه تدوین گردید؛ یکى را در استخر فارس در دبیرخانه شاهى (گنج نبشت) یا کتابخانه سلطنتى گذاشتند که با آتش اسکندر بسوخت و دومى را آتشکده آذرگشسب (گنج شاپیگان) نهادند که به فرمان اسکندر به یونانى ترجمه شد. از آن پس، قرنها بود که اوستا فقط در خاطره ها محفوظ بود.

بلاش اشکانى به تدوین آن همت گمارد؛ ولى توفیق کامل نیافت. بعدها اردشیر پاپکان مؤسس سلسله ساسانى و مروج آئین زرتشت با کمک شوراى روحانى و ریاست تنسر (هیربد هیربدان) اوستا را از سینه ها و خاطره ها درآورد و مکتوب داشت. گفته مى شود که تنسر به یونان رفت و اوستاى دوران اسکندر را با خود به ایران آورد. آنگاه به فرمان شاپور اول پسر اردشیر، علوم گوناگون آن عصر (ستاره شناسى، طب، فلسفه، تاریخ، جغرافى و...) را از هند و یونانى و سریانى و... ترجمه کرده و ضمیمه اوستا نمودند. در زمان شاپور دوم اختلافات مذهبى باعث گردید که اوستا مورد تجدید نظر قرار گیرد. در این زمان آذرباد مهراسپند (310- 379م.) مأمور این کار شد. این فرد یکى از موبدان مشهور زمان بود که کراماتى را به وى نسبت میدهند. سرانجام اوستا در این زمان تدوین شد و رسمیت یافت. اوستاى دوره ساسانى را به سه بهر و هر بهر را به هفت نسک تقسیم کرده اند. اسامى بهرها عبارت است از: گاسانیک، هایتگ، مانسریک، دانیک.

بهر اول درباره پیدایش جهان، بهر دوم درباره علوم، بهر سوم در خصوص ادعیه و مناجات میباشد. اسامى 21 نسک اوستا عبارت است از: 1- بهر گاسانیک، 2- سوتکرنسک، 3- ورشتمان سرنسک، 4- بغ نسک، 5- سپنته نسک، 6- هاتخت نسک، 7- تسوت نسک، 8- بهرهاتک مانسریک، 9- دامدات نسک، 10- ناترنسک، 11- پازکسانسک، 12- اتورات نسک، 13- بریش نسک، 14- کشکیرروب نسک، (بهر دانیک) 15- وشتک نسک، 16- بغان نسک، 17- نیکاتوم نسک، 18- گنه پاسوئرت نسک، 19- هویسارم نسک، 20- ساکاتوم نسک، 21- وندیداد نسک.

خلاصه اینکه اوستاى مدون توسط این موبد مشهور به پنج قسمت تقسیم میشود:

1-     یسنا، شامل 72 فصل که 17 فصل آن را گاتها تشکیل میدهد.

2-     ویسبرد، به معناى سروران، مجموعه اى از ملحقات یسنا شامل 24 فصل است.

3-     وندیداد، قوانین و احکام، داراى 22 فصل است.

4-     یشتها، داراى 21 فصل، هر فصلى در ستایش یکى از فرشتگان میباشد.

5-     خرده اوستا، شامل ادعیه گوناگونى که توسط آذرپادما را سپند از دیگر قسمتهاى اوستا جمع آورى شده است.

اوستاى زمان هخامنشیان داراى هزار فصل بوده که در زمان ساسانیان 348 فصل آن باقیمانده و شامل 345700 کلمه بوده است. فردوسى در شاهنامه اوستا را 1200 فصل میداند. اوستاى موجود شامل 83 هزار کلمه است. اوستاى دوره هخامنشى به زبان اوستائى نوشته شد و قسمتى از آن که در زمان اشکانیان تدوین گردید، به زبان پهلوى اشکانى نوشته شد. اما در دوره ساسانى، زبان اوستائى منسوخ شد. ابتدا به خط پهلوى ساسانى نوشتند و در حدود قرن ششم میلادى که خط دین دبیرى به وجود آمد، اوستا را با آن خط نوشتند. کهن ترین نسخه اوستا، اوستائى است که در حال حاضر در دانمارک موجود میباشد. اوستاى دوره ساسانى به نام گزارش معروف بود. گزارش معناى زند است بر زند تفسیرى نوشته شد و پازند نامیده شد. برخى محققان معتقدند که این تفسیر و ترجمه دقیق درست نیست، زیرا در آن دوران کسى زبان اوستاى را نمیدانست. خسرو پرویز بار دیگر هوشیارترین موبدان را مأمور کرد تا شرح و تفسیرى نوین بر اوستا بنویسند.

منـبـع :

عبداللّه مبلغى آبادانى- تاریخ ادیان و مذاهب جهان- جلد اول- بخش ادیان و مذاهب ایران باستان.